به مناسبت هشتم شهریور ماه:

ساده‌زیستی در نظام جمهوری اسلامی

ساده‌زیستی در نظام جمهوری اسلامی از منظر شهید رجایی

ساده‌زیستی در نظام جمهوری اسلامی

روحیه انقلابی در کل اعضای خانواده

در دوران زندان، بنده به منزل او رفت‌وآمد داشتم. الحق كه همسر شهيد رجايی در حيات سياسی او بسيار تاثير داشت. بسيار صبورانه مشكلات را می‌پذيرفت و هیچگاه در برابر خدماتشان به انقلاب هیچ توقع و چشم‌داشتی نداشتند.

يادم هست در همان ايام، سقف اتاق آن‌ها ريخته بود. خواهش كردم كه بنا بياورم، خانم ايشان قاطعانه گفت: «نه.»

شهيد رجایی و همسرش، حتي وقتی كه رجايي رئيس‌جمهور شد، با ابلاغ حقوق معلمي زندگي كردند. بسيار جالب است كه سه سال بعد از شهادتش، سال 1363 در مكه، رئيس سازمان بازنشستگان كل كشور، من را ديد و به من گفت: «شهيد رجايي با حقوق معلمی بازنشسته شده است، شما از خانمشان اجازه بگيريد تا ما پايه حقوق او را اصلاح كنيم.» پس از برگشت، همسر شهيد رجايي باز هم در جواب من گفت: «خير.»

به نقل از همسر شهید رجایی

دغدغه‌مندی شهید رجایی

وقتی هزینه تعویض موکت فرسوده کف اتاقش در نخست‌وزیری را نپذیرفت و توضیح می‌خواست، گفتم شما نخست وزیرید! شخصیت‌هایی از داخل و خارج به دیدنتان می‌آیند. لابد این مقدار اصلاح و هزینه به مصلحت بود. انقلاب شد، شکل حکومت و شیوه خدمت تغییر یافته است؛ اما ضرورت زمان نمی‌شناسد.

او که فکر می‌کرد، شاید مقصودش را خوب درک نکرده‌ام، با نگاهی نافذ و نگران گفت :«من چگونه نخست‌وزیری باشم که روی موکت با کفش راه می‌رود و باشند مردمی محروم که چیزی نداشته باشند، روی آن بخوابند! من اگر بخواهم فارغ از دنیای محرومان جامعه، با این وسایل و امکانات رفاهی زمامداری کنم، سخت اشتباه کرده‌ام! نه برادر! من با محرومیت انس و عادت دارم. دوست دارم وقتی شب سر بر بستر می‌گذارم، نباشند محرومانی که من از حال آن‌ها غفلت کرده باشم.»


خروج